نقش کارمندان در موفقیت سازمان

نقش کارمندان در موفقیت یک سازمان

همان طور که میدانید نیروی انسانی از جمله مهمترین جزء یک سازمان یا کسب و کار میباشد.و میتواند نقش بسیار مهمی در موفقیت یا شکست یک سازمان ایفا کند.اما اگر بتوان به عنوان مدیر یک سازمان از تمامی توانایی کارمندان  و آنها را مدیریت کنیم، میتوانیم به طور چشم گیری باعث پیشرفت سازمان شویم.در ادامه این مطلب نقش کارمندان در موفقیت یک سازمان را برای شما بیان خواهیم کرد.با ما همراه باشید.

نقش کارمندان در موفقیت یک سازمان

در سال‌های اخیر با پیشرفت تکنولوژی، شاهد ظهور تکنیک‌ها و ابزارهای مختلف، برای انجام روان ‌تر بسیاری از امور در حوزه‌ های مختلف و بخصوص در عرصه مدیریت‌ های خرد و کلان درکشورهای مختلف  بوده‌ایم. بر همین اساس است که برای انجام امور و رسیدن به اهداف در زندگی روزمره، آنچه از اهمیت بالایی برخوردار می‌ باشد نقش و جایگاه ابزار و وسیله به کار گرفته ‌شده، در رسیدن به اهداف موردنیاز و برنامه‌ ریزی‌ شده است. امروزه با پیچیده‌ تر شدن امور و همچنین رشد روزافزون فن ‌آوری نقش وسیله برای رسیدن به اهداف مورد نظر و داشتن موفق‌ ترین برنامه‌ها، جایگاه ابزار و وسیله به کارگرفته شده روشن می‌شود.

آنچه باید برآن تأکید نمود این است که انجام هرکاری وسیله و ابزار خاص خود را می‌طلبد تا بتوان موفقیت بالاتری را رقم زد.به‌عنوان‌ مثال یک معلم برای داشتن تدریس موفق نیاز به دانستن و استفاده از روش‌های نوین تدریس می‌باشد، یک کشاورز برای بالابردن میزان تولیدات کشاورزی خود نیاز به استفاده از ابزارآلات و امکانات مؤثر و به روز در کشاورزی می‌باشد. به همین صورت یک مهندس عمران و یا ساختمان و….. همه و همه باید از ابزار و امکانات متناسب با حوزه کاری خود و به روز استفاده و بهره‌گیری نمایند.

نقش کارمندان در موفقیت سازمان

درمیان بسیاری از کارها و مسئولیت‌های گوناگونی که در جامعه وجود دارد و لازم است افرادی آن را عهده‌دار شده و برای رسیدن به موفقیت در آن زمینه تدبیر بیاندیشند. مدیریت از حساسیت و جایگاه بسیار بالایی برخوردار است. چراکه جایگاه مدیریت به ‌مثابه سکان ‌داری یک کشتی می‌باشد که اگر به افراد شایسته و لایق سپرده شود و آنان نیز از ابزار و توان متناسب با مسئولیت خود در رساندن آن به ساحل نجات استفاده کنند می‌توانند مسئولیت خود را به نحو احسن به انجام رسانند و در غیر این صورت به ساحل نخواهند رسید.

طبق تقسیم‌ بندی منابع یک سازمان،منابع  را به چهار نوع مالی ، مواد ، ماشین‌آلات  و نیروی انسانی تقسم می‌کند. همانطور که ملاحظه می‌شود نیروی انسانی جزء منابع هر سازمان بحساب می‌آید و هم تراز مواردی مانند منابع مالی است. پیش از این به جای عبارت منابع انسانی از عبارت نیروی انسانی استفاده می‌شد اما با گذشت زمان و نقشی که پرسنل در موفقیت سازمان‌ها ایفا کردند از واژه نیرو به منابع تغییر پیدا کرد.

مدیریت منابع انسانی افراد را در چارچوب سازمان بمنظور رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده هدایت می‌کند. از اقدامات مدیریت منابع انسانی می‌توان به اجرای نظام‌های جذب و استخدام، نظام پاداش و جبران خدمات، آموزش، حقوق و دستمزد را نام برد. تمام فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی در راستای آماده‌سازی و جهت دادن به پرسنل و افزایش مهارت آنان است. حال سوالی پیش می‌آید که تفاوت منابع انسانی با سرمایه انسانی چیست؟ لازم به توضیح است که منابع انسانی تمامی افراد سازمان را شامل می‌شود و از سرمایه انسانی تحت عنوان مجموعه دانش و مهارت‌های افراد نام برده می‌شود.

در واقع اقتصاد دانان مواردی را «سرمایه» می‌دانند که در فرآیند تولید نقشی داشته باشند. بی‌شک نقش پرسنل در رسیدن سازمان به اهداف مورد نظر بسیار مهم و اثرگذار است و می‌تواند ارزش افزوده بسیاری برای آن به ارمغان آورد. می‌توان با سرمایه‌گذاری بر روی پرسنل سازمان،‌ سطح دانش، مهارت‌ و استعداد آنان را ارتقاء داد. آموزش‌ های بدو ورود، آموزش‌های ضمن خدمت، آموزش‌های درون سازمانی یا انتقال تجربه از افراد باتجربه به پرسنل دیگر همه و همه در ارتقاء سطح مهارت افراد موثر است. با فرض یکسان بودن همه‌ عوامل، هرچه نیروی انسانی سازمان بیشتر باشد به تبع آن سرمایه انسانی بیشتر خواهد بود و استعدادها و خلاقیت‌های بیشتری از افراد دیده‌ می‌شود و سازمان کارآیی بیشتری خواهد داشت.

نقش کارمندان در موفقیت سازمان

انتخاب پرسنل مناسب و خبره برای سازمان‌ها ، خلاقیت و شکوفایی و به تبع آن رشد و توسعه را به همراه خواهد داشت و این مورد در عکس موضوع هم صادق است که اگر سازمانی از افرادی بهره گیرد که کارایی مناسبی نداشته باشند، جز اتلاف هزینه، زمان، از دست دادن مشتریان و اجازه دادن به رقبا برای بدست گرفتن بازار هیچ نتیجه‌ دیگری نخواهد داشت. سرمایه‌گذاری بر روی نیروهای انسانی که دارای پتاسنیل‌های مناسب هستند می‌تواند سازمان‌ها را به چابکی نزدیک کند. به جای برخورداری از چندین پرسنل متوسط، می‌توان از یک یا دو نیروی متخصص استفاده کرد و اگر این موضوع را به همه واحدهای سازمان بسط دهیم، آنگاه شاهد خواهیم بود که تعداد پرسنل سازمان بسیار کمتر ولی کاملا حرفه‌ای و اصطلاحا سازمان چابک خواهد شد.

نتیجه

یک کسب و کار، درست به اندازه موفقیت کارمندانش، موفق است و این موضوع در هر صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید، ثابت است. فرقی نمی‌کند که مدیر یک شرکت باشید یا یک فروشگاه خرده فروشی یا یک تجارت آنلاین. قوانین رهبری یکسان است. حتی شگفت‌انگیزترین کارمندان هم برای رسیدن به موفقیت، نیاز به هدایت و تشویق مدیران دارند. راهنمایی و هدایت مدیران برای حفظ فضای مثبت در محل کار، به جهت افزایش بهره‌وری کارمندان، امری بسیار مهم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *